توی یه سرزمین غریب اون هم این روزها باید به هر دری زد تا حال و هوای این ماه رو داشت.به رغم اینکه چند وقتی است مردم داخل ایران تلویزیون رو تحریم کردن ولی ما نتونستیم دست از سریال های آبکی صدا و سیما بکشیم و سعی می کنیم لااقل با دیدن اون ها حس بعد از افطارهای ایران رو داشته باشیم.
امسال افطاری ندادم و قرار هم نیست بدم .افطاری هم ۲ بار دعوت شدیم و البته هر دو میزبان دوستان مسیحی آمریکایی بودن و برای ما تدارک گوشت حلال هم دیده بودند.
یکی از این دوستان آمریکایی با یه هیجان خاصی به من می گفت که اسمت رو یه جایی دیدم.گفنم کجا؟ گفت مشغول مطالعه یه کتاب هستم در مورد عاشورا و دیدم اسم خواهر حسین (ع)و نوه محمد (ص) زینب بوده است.از خوانده هاش یه جورایی با احساس برای دیگر دوستان آمریکایی صحبت می کرد که انگار خیلی تحت تاثیر قرار گرفته.البته ایشون داماد کشیش یکی از کلیساهایی است که خیلی تو خط دانشجو های خارجی هستن و هر کمکی که از دستشون بر میاد برای این دانشجو ها می کنند .