تبليغاتX
دلاویزترین اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
دلاویزترین
عكس تماس آرشیو صفحه نخست
  گلاب گیری     یکشنبه 27 خرداد1386-5:34 بعد از ظهر-دلاویزترین  
خیلی وقت بود می خواستم برای دیدن گلاب گیری به کاشان بروم ولی فرصت نبودُ اما امسال به طور کاملا اتفاقی مراسم گلاب گیری را دیدم آن هم نه در کاشان بلکه در تهران و در بوستان قیطریه.

دو روز قبل با دعوت یکی از بستگان به قیطریه رفتیم و متوجه شدیم که ساعت ۸.۳۰ دقیقه به طور نمادین مراسم گلاب گیری انجام می شود.خوب بود ولی گفتم خوب شد به این خاطر این همه راه را تا کاشان نرفتیم. 


لینک به نوشته  |   
 
  جملاتی ارزشمند      سه شنبه 22 خرداد1386-1:57 قبل از ظهر-دلاویزترین  
جملات اموزنده ای هستند ُ بد نیست یه نگاهی بکنید :

بزرگترین آرزوی بشر کسب موفقیت است (لوسیا )

تنها گنجی که ارزش جستجو کردن داردُ هدف است (لویی استونی )

آینده را از دریچه ترس و وحشت نگاه نکنید (هاریمن )

شخص صاحب سجایا کسی است که می داند چه می خواهد ُ اسیر احساسات نیست و مطابق اصولی صحیح رفتار می کند. (فروید )

طرح کوچک را کنار بگذارید و طرح های بزرگ را در نظر بگیرید و هدف خود را بالا ببرید (دانیل بارتهایم )

طالع با گنجینه های خود ُ به استقبال کسانی می رود که با اعتماد به نفس و جرات بسیار در جستجوی حق خویشند (هیلر ویلمن )

کارتان را آغاز کنید ُ توانایی انجامش به دنبال می آید (امرسون )

فکر بلند همچون درختی بلند است که ریشه اش در گلدان تنگ و محدود قابل برورش نیست  (مثل انگلیسی )

در هر کاری شرط اساسی داشتن اراده ای قوی است.با اراده ای قوی شرایط دیگر چندان اهمیت ندارد (گوته )

دشوار ترین قدم همان قدم اول است (مثل بلژیکی )

خداوند به هر گنجشک دانه ای می هد ولی آن را در داخل لانه اش نمی اندازد (هالندی )

و در آخر :

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ُ موجیم که آسو دگی ما عدم ماست (ابوطالب کلیم )


لینک به نوشته  |   
 
  کارشناسی ارشد     یکشنبه 20 خرداد1386-3:22 بعد از ظهر-دلاویزترین  
تا حالا بی خاصیت ترین کاری که انجام دادید یادتون میاد؟

من تا امروز چیزی یادم نمی آمد ولی هفته دیگه قراره یه کار کاملا به درد نخور (البته از دید خودم )انجام بدم .

۳۱ خرداد امتحان کارشناسی ارشد دارم ُ این در حالیه که نه درسی براش خوندم و نه قراره سالهای بعد بخونم که دست گرمی باشه و حت ت ت ی ی ی  اگه شانسی هم قبول شم نیستم که برم.این دیگه خیلی حال گیریه .

در هر صورت یه حسی می گه برم امتحانو بدم شاید اونقدرها هم که فکرشو می کردم بی خاصیت نباشه.

التماس دعا ُ خدا را چه دیدید یه وقت هم نرفتیم .


لینک به نوشته  |   
 
  gardening     پنجشنبه 17 خرداد1386-3:5 قبل از ظهر-دلاویزترین  
وای فکرش را هم نمی کردم که اینقدر بچسبه ، خیلی شیرین بود . من تو این دنیا از ۲ تا چیزی که خیلی خیلی بدم میاد یکی هندوانه است یکی هم گوجه سبز. ولی عجب گوجه سبزهایی بود ، اندازه سیب ، شیرینی آلو و خوش مزگی زردالو .خدود ۲ -۳ جعبه ای چیدیم ، نمی دونم تا حالا این همه میوه از درخت چیده اید یا نه ، ولی لذت خوردن این میوه ها یه چیز دیگه ای یه ، میوه درختی که تو خواب زمستونیه و کم کم بیدار میشه  ، شکوفه می کنه و میوه میده  و نگران سرما زدنش هم هستید و همه این مراحل رو با چشم دیدید و لمس کردید .خلاصه تجربه ای بود که   خدا نصیب همه بکنه البته  از نوع خوبش نه درخت های آفت زده   که چیدن میوه همانا و بارش شدید شته بر روی سر و صورت همانا .




لینک به نوشته  |   
 
  همسفر     شنبه 12 خرداد1386-2:20 قبل از ظهر-دلاویزترین  
 

"من و او همسفری یک دل و یکدانه شدیم ُ همره دلشدگان راهی میخانه شدیم "

سال گذشته  همین موقعا  ُساعاتی شاد ُ قشنگ ُ خاطره انگیز ُ رو در کنار همه کسانی که دوستشان داشتیم حس کردیم و امروز در سالروزش هم  خاطراتی خوش برایمان به جا ماند . 

 ملائک  ُ کاووس ُ  شهرزاد ۶۹  ُ  زن  ُ  تشریفات ُ چتر طلایی ُ عقیق ُ سوگل  ُ  کارتیران ُ میچیکو  ُ خاتمی ُ مترو  ُ ایران زمین  ُ حاج ممدلی و حتی احمدی نژاد  اسم هایی هستند که هر کدوم به نحوی سهمی در برگزاری این روز و مراسم داشتند . 

چیزی که از اون روز باقی است ُ فیلم قشنگیه که می تونه در تنهایی غربت  ُ لحظات خوب در کنار هم بودن با دوست و فامیل و آشنا رو برامون زنده کنه . 

 


لینک به نوشته  |   
 
  راز و نیاز     چهارشنبه 9 خرداد1386-1:35 قبل از ظهر-دلاویزترین  

"خدایا یاریم ده تا دلبسته باشم اما وابسته نباشم"

آفریدگارا !

می دانم در حال حاضر همان جایی هستم که باید باشم .می دانم کائنات به من همین گونه که هستم نیاز دارد .مرا در بذیرش کامل وضعیت خود قرار بده.

 


لینک به نوشته  |   
 
  شمارش معکوس     یکشنبه 6 خرداد1386-4:37 بعد از ظهر-دلاویزترین  
دیروز به همراه همسرم برای خرید بلیط هواپیما به  شرکت هواپیمایی ترکیش ایر ویز رفتیم( بیشتر بدانید). از دیروز شمارش معکوس شروع شده . ۳۱ تیر پرواز داریم ُ ۳۰ تیر زودتر نمی تونیم وارد آمریکا بشویم و  همسرم فقط تا تاریخ ۳ مرداد می تونه از کشور خارج بشه و ۵ مرداد هم  مدت ویزامون تمام میشه . چقدر احتمال داره که این چند تا تاریخ با هم هماهنگ بشن ؟ وقتی خدا چیزی را برای کسی در نظر می گیره ۱۰ تا تاریخ را هم میتونه با هم جور کنه.

کار های پایان نامم تمام شده و تا هفته بعد اگر تعطیلی های پی در پی مهلت بدن دفاع می کنم .کم کم شروع به بستن ساک هایمان کردیم و در تدارک یک مهمانی خدا حافظی هستیم .

از دوستام که آمریکا هستند در مورد وسایل مورد نیاز که باید ببریم سوال کردم ُ بعد از اینکه لیستم کامل شد ُ برای کسانی که قصد سفر های مشابه را دارند می نویسم.

 


لینک به نوشته  |   
 
  سر نوشت      شنبه 5 خرداد1386-1:48 قبل از ظهر-دلاویزترین  
۴ سال قبل وقتی به دلایلی در کنکور سراسری در رشته مورد علاقه ام  قبول نشدم  ُ اصلا نمی تونستم با خودم کنار بیام ُ احساس می کردم که شرایطی که برام بوجود آمده حقم نبوده و توان و استعداد من بیش از این هاست و هنوز هم معتقدم ُ اما چیزی که بهش رسیدم این بوده که اول آدم باید شرایطی که براش بوجود میاد رو درک و قبول کنه و بعد منتظر باشه ببینه که خدا براش چی در نظر گرفته  ُ شاید سرنوشتی که خدا براش رقم زده از قبلی خیلی بهتر باشه ُ من همین کارو کردم و در تمام مدت ۴ سال تحصیلم هم درس خواندم هم لذت آن را بردم ُهم تحقیق کردم هم کار فرهنگی و سیاسی انجام دادم  ُ هم با تمام وجودم زندگی کردم و در تمام این مدت  سرنوشتی را تجربه کردم که مملو بود از تجربه های شیرین و جدید و الان هم خودمو آماده کردم برای تجربه ای بزرگ تر و سخت تر و شاید سرشار از موفقیت هایی که با قبولی در آن رشته خاص ممکن بود هیچ وقت بدستشون نیارم.

نکته اخلاقی : با سرنوشت نباید در افتاد و زورکی چیزی را از خدا خواست ُ خدا خودش می دونه که چه زمانی ُ چه چیزی  را به چه کسی بدهد ُالبته به شرطی که تلاش بکنیم و بسبریم به خودش. 


لینک به نوشته  |