تبليغاتX
دلاویزترین اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
دلاویزترین
عكس تماس آرشیو صفحه نخست
  اوباما     سه شنبه 30 بهمن1386-10:9 بعد از ظهر-دلاویزترین  
انتخابات مقدماتي ايالت ويسكانسين دقايقي پيش تمام شد و باراك اوباما با ٥٧درصد آرا پيروز دموكرات ها شد.و جان مك كين هم ٥٤ درصد آرا جمهوري خواهان رو كسب كرد و نماينده جمهوري خواهان از ايالت ويسكانسين شد.

پ.ن: امروز استادم كه شبيه خانم مارپله ، حرف هاي جالبي در مورد كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا مي زد.در مورد اوباما مي گفت كه آدمه نايس و صادقيه و به خاطر همين هم هست كه از هيلاري پيش افتاده.هيلاري هم آدم تيز و زرنگيه ،حرف هاش رو هم صريح و بي پرده مي زنه و دوز و كلك تو كارش نيست ولي خدا اون روز رو نياره كه اين پيرمرد بدجنس جنگ طلب رييس جمهور بشه(مك كين)اين آدم اگه بشه همه دنيارو جنگ و بدبختي مي گيره.
پ.ن ٢: من هم همين حس رو دارم.البته من يه جورايي نژاد پرستم از سياه ها هم خوشم نمياد ولي دوست دارم اوباما بشه.قيافش مهربونه بهش نمياد آمريكايي جهان خوار باشه كه خون از پنجولاش بچكه.البته كم كم داره ابهت رياست جمهوري آمريكا هم مثل ايران مي شكنه.


لینک به نوشته  |   
 
  ولنتاين و...     دوشنبه 29 بهمن1386-11:2 بعد از ظهر-دلاویزترین  
چند روز پيش ولنتاين كه معرف حضور همه هست بود.امروز هم كه سپندارمزگان بود.ما هم مونديم بين فرهنگ ايران باستاني خودمون و تهاجم فرهنگي غربي آمريكايي جهان خوار.خوشم مياد اين جوون هارو مي بينم كه با چه احساسي كارت تبريك و شكلات و گل براي هم مي خرن.به نظرم روز خوبيه ولي براي همين غربي ها.ايراني جماعت توي هيچ چيز جنبه نداره و شورش رو در مياره.يادمه سال قبل توي ايران به همين مناسبت چه خبر ها كه نبود.من نمي دونم اين همه آدم وسط هفته تا آخر شب چي كار مي كردن كه ترافيك تمومي نداشت.
اينجا ما در مقابل مناسبت هاي خوبشون از خودمون مقاومت نشون نمي ديم .چيزهاي خوب رو بايد گرفت و چيزهاي بد رو هم خدا عقل داده ديگه.يكيش همين ولنتاينه كه يه سري ايراني ها ميگن سابقه سپندارمزگان بيشتره ولي خب چه فايده وقتي ما جشني در اين باره نديديم خب توي ذهنمون نهادينه نشده ديگه و جوون هاي ما فقط ولنتاين رو مي شنون و سعي مي كنن كه تقليد كنند.در هر صورت اين يه مناسبتشون هم خيلي به درد ما نمي خوره.چون خيلي به تولدمون نزديكه اينه كه هديه و گل و شيريني و... يه جوراي تكراريه برامون .ما بايد يه ولنتاين خانوادگي وسط هاي تابستون بگذاريم كه جذابيتش بيشتر باشه.
فرداي هر مناسبت اجناس مربوط به اون جشن حراج ٧٥ درصدي ميشه و اين امكان هست كه خريدهاي خوب و مناسبي كرد.مثلا اگه كسي شكلات قلبي شكل و چيزهاي قرمز بخواد مي تونه بعد از ولنتاين خريد كنه.احسان هم به همين مناسبت يه شمع خوشگل برام خريد.اين هم عكسش:



اينجا ملت خوشن .همش يه مناسبتي دارن كه خودشونو باهاش سرگرم كنند.از اوائل پاييز بساط هالووين چيده ميشه،اون كه تموم ميشه نوبت thanksgiving ميشه، بعد از اون كريسمس بعدش هم ولنتاين و حالا هم نوبت عيد پاك يا همون ايستره.در تمام اين موارد هم چهره شهرو مال و همه چيز عوض ميشه.ما هم با روز بعد از اينا خيلي حال مي كنيم.:D .فكر كنم تخم مرغ شبه عيد رو بشه از وسايل مربوط به ايستر خريداري كرد.

لینک به نوشته  |   
 
  اوباما،هيلاري،مك كين؟     شنبه 27 بهمن1386-11:35 قبل از ظهر-دلاویزترین  
١)ديشب دوباره منزل تام و گلندا بوديم.تعداد ايراني هايي كه ميان ،حتي از چيني ها هم بيشتره.البته كلا ٢٠ نفر بيشتر نيستيم.ديشب در مورد انتخابات اوليه رياست جمهوري آمريكا كه اين سه شنبه در ايالت ما برگزار ميشه با تام صحبت كرديم.از اونجايي كه مي دونستيم ايالت ما بيشتر جمهوري خواهند ولي اين بار بيشتر طرفداري اوباما رو در انتخابات اوليه مي كنند از تام سوال كرديم.جواب جالبي داد و اون اين بود كه ما از اوباما حمايت مي كنيم، چون مي دونيم كه اگر اوباما بياد بالا و هيلاري نياد ،در انتخابات نهايي مك كين كه جمهوري خواه هست ،شانس بيشتري داره،ولي اگر هيلاري بياد امكان پيروزيش بيشتره،اينه كه ما از اوباما حمايت مي كنيم كه در انتخابات نهايي مك كين پيروز بشه.
٢)توي دانشگاه هم يه سري تبليغات كردن،نمي دونم اينها واقعا دموكراتن يا جمهوري خواه مصلحت طلب.



٣)امشب دوباره قراره حدود ٢٠ سانتي متر برف بياد،هوا هم خيلي خيلي سرده.نمي دونم اين زمستان سرد كي مي خواد تموم بشه.


لینک به نوشته  |   
 
  نقش رسانه ...     سه شنبه 23 بهمن1386-1:29 قبل از ظهر-دلاویزترین  
روز هاي اولي كه اينجا اومده بوديم با يه سري از ايراني ها كه چند سالي ايران نرفته بودند صحبت مي كرديم و اونها نگران اوضاع ايران بودن و مي ترسيدن كه به ايران برن.توي دلم مي گفتم كه بابا اينا چه ترسو اند ،خيلي هم خبر خاصي نيست اون ور.اما الان دركشون مي كنم.نه اينكه من بترسم يه روزي برگردم ايران ، نه.از اين جهت كه توي اين چند ماه مي تونم بفهمم كه چه چيزي باعث شده اين افراد چنين تصوري داشته باشن.

من به نتايج زير رسيدم:
١) سانسور خبري در ايران باعث شده تا وقتي كه در ايران هستي به خيلي از اخبار دسترسي نداشته باشي و در واقع متوجه نمي شي كه دور و اطرافت چي ميگذره.
٢)وقتي كه از ايران خارج مي شي با يه خروار خبر عجيب و غريب از ايران رو به رو مي شي كه با فرض درست بودن همه اين اخبار ،به علت اينكه خودت در جو ايران نيستي نمي توني شدت و ضعف اين اتفاقات رو به درستي درك بكني.
٣)دور بودن باعث ميشه كه حساسيت آدم نسبت به اتفاقات ايران بيشتر بشه.

همه اينها وقتي با هم جمع ميشه يه حس بسيار بسيار بد نسبت به جو ايران پيدا ميشه كه رفتار طبيعي اينه كه آدم از يه چنين جايي دوري كنه.

يه نمونه اش همين مساله برخورد با بي حجابي است ،من خودم تا وقتي توي ايران بودم اجراي اين طرح رو با چشم خودم نديدم.اما اين چند وقت حداقل ١٠ تا فيلم چند دقيقه اي از ضرب و شتم دختران در راستاي اجراي اين طرح ديدم.از نظر من كه اينجا هستم اصل اين كار ١٠٠ درصد اشكال داره چه برسه به اينكه شاهد چنين فيلم هاي دلخراش از رفتار نيروي انتظامي با زنان و دختران باشم و اون شرايط رو با شرايط كشوري كه توش هستم مقايسه كنم. ،خوب طبيعيه كه چيزي كه در ذهن من ساخته ميشه اينه كه هر كسي كه از در خونه ميره بيرون اين چيزهارو ميبينه و باهاش در جامعه هر روز سر و كار داره و خوب طبيعيه كه از برگشتن به چنين كشوري اجتناب كنم .
اين در حاليست كه موضوع مي تونه يه كم ملايم تر باشه،يعني اين كه اگر من در حال حاضر ايران بودم ممكن بود در يه هفته اصلا شاهد همچين چيزهايي نباشم و تك و توك از اين ور و اون ور خبرش بهم برسه.
اين دقيقا همون چيزي است كه براي افراد خارج از ايران پيش مياد و شايد، شايد، شاهد يه جو بزرگ نمايي شده هستند.
البته اين رو هم مي دونم كه از ٧ ماه پيش تا امروز شرايط بسيار عوض شده،البته شايد من هم تحت تاثير رسانه ها قرار گرفته باشم. اميدوارم با اين ندانم كاري ها انقلاب رو جوانمرگ نكنن.

پ.ن١:نمي دونم آخرش منظورم رو درست رسوندم يا نه.

پ.ن٢:امروز فيلم سنتوري رو ديدم.اصلا خوشم نيومد.آخه اين هم شد فيلم.هرچند بازي رادان خيلي خوب بود ولي خود فيلم بسيار مسخره بود.

لینک به نوشته  |   
 
  جشن تولد     دوشنبه 22 بهمن1386-0:33 قبل از ظهر-دلاویزترین  
امروز تولدمون به خوبی و خوشی برگزار شد.این هم چند تا عکس

 

کیک تولدی که درست کردم.(با تشکر از نوشین عزیز که راهنمایی خوبی به من کرد)


دسته گلی که ناتی عزیز برامون فرستاد:


(این هم خود جشن تولد)

 


لینک به نوشته  |   
 
  White Birthday     شنبه 20 بهمن1386-0:43 قبل از ظهر-دلاویزترین  
يه سال ديگه گذشت.اما امسال با سال هاي قبل خيلي فرق داشت.احساس مي كنم به اندازه چند سال بزرگ تر شدم. زندگي مشترك بزرگ ترين تجربه زندگيم در ٧ ماه از اين سال پر تجربه رخ داد و تجربه بزرگ ديگه دوري از ايران، خانواده و دوستانم بود ، همون هايي كه امسال به جاي خودمون با عكسمون برامون جشن تولد گرفتن.همون هايي كه از راه دور من رو شرمنده خودشون كردن و به يادم بودن.همون دوستاي دبيرستانم كه بعد از دانشجو شدنمون هر سال تولدم رو برام جشن مي گرفتن(يه سال مشهد‏، يه سال خونه هانيه ، يه سال خونه الهام ‏، يه سال خونه منا ‏‏ ، يه سال هم خانه خودمون )يادش به خير.پارسال نوشتم هوار تا تولد همين هارو مي گفتم.

در اين جا از همه تشكر مي كنم :از احسان عزيزم همسفر من در مسير پر پيچ و خم زندگي، از خانواده هامون، از ناتي عزيزم كه دسته گل قشنگي كه برام فرستاده بود واقعا سورپرايزم كرد،از عمه ها و عمو هام و بر و بچشون .از مهتا و فيروزه ، منا ‏ و لي لاي عزيز ‏ ، مهناز و ليلا دوستاي خوبم در اين ديار غربت ، بنفشه و طاهره و همه كساني كه به يادم بودن و با تبريكشون شروع يه سال ديگه رو برام قشنگ تر كردن.

كم كم دارم به ربع قرن زندگي نزديك مي شم.چه زود مي گذره.انگار همين ديروز بود كه به دنيا اومدم.اون روز هم به گفته شاهدان ماجرا ،برف سنگيني اومده بود .فكر كنم اصطلاح "وايت كريسمس" رو د ميشه به "وايت برث دي "در مورد من تغيرش داد.

اما نكته مهم اينه كه ما هنوز جشن تولد نگرفتيم علتش هم اينه كه من و احسان تولدمون ٣ روز با هم فرق داره و مي خوايم بين اين دو روز رو جشن بگيريم وهم اينكه مي خواستيم آخر هفته باشه كه گرفتار درس و دانشگاه نباشيم.خلاصه يك شنبه تولد داريم ، هر كي دوست داشت مي تونه تشريف بياره .مي خوام يه كيك خامه اي درست كنم اگه خوب از آب در اومد حتما عكسش رو مي گذارم.



لینک به نوشته  |   
 
  بارش برف بي سابقه در آمريكا     پنجشنبه 18 بهمن1386-11:1 قبل از ظهر-دلاویزترین  
از پريشب بارش برف شروع شده و ديروز به اوج خودش رسيد.مدارس و دانشگاه ها تعطيل شد.اتوبوس راني هم ساعت ٥.٣٠ بعد از ظهر تعطيل كرد.به هيچ عنوان از در خونه نمي شد بيرون رفت.همون برف هاي افقي و بادهايي كه قبلا گفتم حضورشون مستدام بود.به اندازه ٥ دقيقه براي گرفتن عكس و فيلم از خونه خارج شديم ولي چه خارج شدني...كاملا باد آدم رو از جاش بلند مي كرد و اصلا نمي شد چشم هارو باز نگه داشت ،تا خونه رو با احسان مثل عزيزان روشن دل آمديم بااين تفاوت كه موقع از خيابان ردشدن تقلب مي كرديم و يه كوچولو چشم هامون رو باز مي كرديم.دوستانمون كه سابقه چندين زمستون رو اينجا دارند مي گفتن تا حالا همچين چيزي نديده بودن.اين هم از شانس ماست.ارتفاع برف در كنار خانه ما امروز به نيم متر رسيد.اينجا به محض اينكه برف مي اومد سطح خيابان رو پاك مي كردن ولي اين دو روزه نتونستن .هر كار مي كنن دوباره اضافه ميشه.الان مرز پياده رو و خيابان رو نميشه تشخيص داد.
فيلم گرفتم كه ببينيد چه خبر بوده ولي توي گوگل پيج آپلود نميشه.غير از يوتيوب كه براي ايران فيلتره كجا ميشه فيلم قرار داد؟
اين هم خبر مرتبط :تابناك
اين هم متن خبر براي فيلتري ها.


لینک به نوشته  |   
 
  جشن سده     دوشنبه 15 بهمن1386-1:31 بعد از ظهر-دلاویزترین  
شنبه شب توي دانشگاه جشن سده داشتيم.مثل مهرگان به شعر خواني و اجراي موسيقي گذشت.
بين بچه هاي دانشجو چيزي كه زياد داريم پيانيسته.يه اقاي دكتري هم هست كه ويولن و گيتار و كمانچه و ... مي زنه و يه خواننده سنتي هم داريم،خلاصه يكي يكي و باهم به هنرنمايي پرداختند.يه اقاي پيري هم توضيحي در مورد جشن سده دادن و دلشون هم از جمهوري اسلامي خيلي پر بود ،مي گفتن تو ايران اجازه برگزاري اين مراسم ها رو نمي دن و يه برچسب طاغوتي به علاقه مندان جشن هاي ملي مي زنند.

لینک به نوشته  |   
 
  از اين در و اون در     جمعه 12 بهمن1386-0:43 قبل از ظهر-دلاویزترین  
١) يه دو هفته اي هست كه كلاس هام شروع شده.تا حالا از آنچه كه فكر مي كردم بهتر بوده .تجربه همكلاسي بودن با كره اي ها ‏ و فرانسوي ها و مكزيكي ها و تركيه اي ها و تايواني ها خيلي ارزشمنده.
يه استاد آمريكايي داريم كه قبل از انقلاب به ايران سفر كرده بوده و يه چند تا لغت گزينش شده فارسي هم به خاطرش سپرده .مثلا براي تشكر كردن ميگه متشكرم و سلام رو هم زياد به كار مي بره.خداحافظي رو هم من يادش دادم.
ديروز اين استادم مي گفت سال ١٩٧٢ كه به ايران سفر كرده ، شيراز و پرسپوليس (تخت جمشيد) و اصفهان رو ديده.مي گفت چقدر اصفهان شهر زيبايي بود .در حال حاضر سينماهاي اينجا فيلم پرسپوليس رو اكران مي كنند و اين استاد مي گفت كه ديده و ما هم شايد به ياد جشنواره فجر سال قبل كه هر روز با احسان به سينما مي رفتيم امسال هم همين فيلم رو بريم و ببينيم.

٢)امروز ظهر هم خونه يه دوست آمريكايي به صرف چاي دعوت بودم كه اسمش كلي هست.هم سن مامانمه و بچه هاش دبستاني هستند اهل ايالت آلاباماست.يه دو ساعتي با هم گپ زديم.خيلي به ايراني ها علاقه منده و غذاهاي ايراني رو هم خيلي دوست داره . يه جاي جواهري خاتم كاري شده هم بهش هديه دادم و كلي ذوق زده شده بود و مي گفت ااااا چقدر قشنگه.اسمش چيه؟گفتم صنايع دستي اصفهانه و بهش مي گن خاتم.به كسي هم كه اين رو درست مي كنه مي گن خاتم كار.اون هم سعي مي كرد خوب اين هارو ياد بگيره تا به بچه هاش و همسرش توضيح بده كه اين چيه ولي خ رو نمي تونست درست تلفظ كنه.خلاصه از اين ٢ ساعتي كه با هم حرف زديم تقريبا ١.٥ ساعتش رو فهميدم چي مي گه كه در نوع خودم پيشرفت بزرگي بود.

لینک به نوشته  |   
 
  آنتراکت     چهارشنبه 10 بهمن1386-10:23 قبل از ظهر-دلاویزترین  

آب و هوای اینجا جالبه.دوستان می گن اینجا این قابلیت رو داره که کافیه از هوا خوشت نیاد یه ساعت بعد همون میشه که می خوای.البته به این خوبی که می گن نیست.ولی خوبیش اینه که وسط اون سرمای وحشتناک یه انتراکت میده که می تونی یه صبح تا عصر اگه کار و درس نداشته باشی از خونه بیرون بری و به کارهای عقب افتادت برسی. دیروز صبح تا عصر دما حدود ۷ درجه بالای صفر بود وامروز درست در حال حاضر ۳۰ درجه زیر صفره. ماه پیش هم همین اتفاق افتاد و من گول هوای خوب صبح رو خوردم ولباس کم پوشیدم و تغییر دمای عصر اون روز باعث شد که یه سرمای حسابی بخورم و در طول سفری که رفته بودیم همش مریض باشم.علت تغییر ناگهانی هوا بادهایی هست که میاد و چون شهر ما در کنار دریاچه میشیگانه و کوهی هم نداریم ،سوز و سرمای کانادا روی اینجا اثر بسیار زیادی مي گذاره به اصطلاح اینجا به یك باد بنده.

 

اين هم تصوير پنجره يخ زده خانه:



لینک به نوشته  |   
 
  چك ٦٠٠ دلاري     یکشنبه 7 بهمن1386-11:21 قبل از ظهر-دلاویزترین  

چند روز قبل رييس جمهور آمريكا اعلام كرد به هر عضو خانواده آمريكايي ٦٠٠ دلار داده مي شه.ما هم كه بازي نيستيم.دوستان سيتي زن برنامه ريزي هاشون هم كردن كه چطور خرجش كنن.حالا شايد احسان يه مطلب اقتصادي در اين مورد بنويسه.اين كار بوش من رو ياد آقاي كروبي انداخت كه شعار انتخاباتيش نفري ماهي ٥٠ هزار تومان بود مثل اينكه اينا جمع مي كنن يهو وقتي پول قلمبه شد مي دن به ملت.دوستان سيتي زن تازه مي گفتن حيف اگه به عراق حمله نكرده بودن سهممون بيشتر هم مي شد.


لینک به نوشته  |   
 
  كيفت كوكه؟     سه شنبه 2 بهمن1386-10:49 بعد از ظهر-دلاویزترین  

چند وقت پیش توی خونه تام داشتم با یه دوست ایرانی صحبت می کردم که یه چینی پرید وسط حرفمون که ااااا شما از یه کشورید و ما هم گفتیم بله .بعد این آقا گفتش که به زبان شما Hello چي ميشه ؟ گفتم ميشه سلام .گفت شما به professor چي ميگيد؟گفتيم استاد .بعد گفت مثلا ميگيد :استاد،سلام؟(البته لهجه چيني هم خودتون بهش اضافه كنيد)گفتيم رسمي ترش اينه كه بگي سلام استاد.بعد يهو دو زاري من افتاد كه اين آقا براي استاد ايراني دانشكدشون كه خيلي هم خرش ميره مي خواد پاچه خاري بفرمايد.قضيه رو به اين دوستم گفتم و خلاصه تصميم بر اين شد كه درست حسابي يادش بديم چي بگه.در مورد احوال پرسي كردن هم سوال كرد دوستم گفت بگو :خوبي ؟من گفتم نه بده بگو حالتون خوبه ؟اين چيني بيچاره هم گيج شد و ترجيح داد همون خوبي را به كار ببره.حالا تلفظش ديگه آخره خنده بود.در همين گير و دار يكي ديگه از بچه هاي ايراني اومد و فهميد كه موضوع از چه قراره گفت براي اينكه استادت متوجه بشه كه فارسي رو خوب ياد گرفتي آخر همه اين احوال پرسي ها بگو : كيفت كوكه؟اين چيني بيچاره هم كلي خوشحال شدو ما هم به صورت فينگليش براش نوشتيم تا بتونه درست تلفظ كنه و اون هم هي تمرين مي كرد با همون لهجه چيني : سلام استاد خوبي ؟كيفت كوكه؟غافل از اينكه با گفتن اين حرف احتمالا پاچه خواري كه اثر نداره هيچ پذيرشش هم ...از اون ماجرا ٣ هفته اي مي گذره .فكر كنم الان طرف بايد چين باشه.

پ.ن: دیشب این بنده خدا رویت شد ولی اصلا به روی خودش هم نیاورد که یه روزی بهش فارسی یاد دادیم.دریغ از یه تشکر خشک و خالی.


لینک به نوشته  |