اول از همه اينكه تولدخودم و برادر
عزيزم مبارك باشه.از اونجايي كه قبلا گفته بودم من از بچگي عادت كردم كه
مناسبت هاي قمري هم برام تولد گرفته بشه.امروز هم كه مصادفه با ميلاد حضرت
زينب هم روز تولد قمري من هست و هم دومين سالگرد ازدواج قمري من و همسر
عزيزم احسان و هم تولد واقعيه برادر عزيزم.
دوم اينكه امروز اينجا روز مادره.مادران عزيز روزتون مبارك.
سوم اينكه روز جمعه من و احسان به يك سفر كوتاه كمتر از ٢٤ ساعت به
مينياپوليس رفتيم.نكات مثبت و منفي زياد داشت كه از خير منفي هاش مي گذرم
و مثبت هارو براتون مي گم.
١)فاصله اش تا ميلواكي يه چيزي شبيه تهران تا اصفهانه.ولي مسير شبيه جاده
چالوس بدون پيچ و دره بود.معمولا امتحان و سفر يه ارتباط هايي با هم دارن
ولي اون موقع كه ما بليط گرفتيم در نظر نگرفتيم كه معمولا بعد از امتحان
ها مي رن مسافرت يا قبل از امتحان.اين شد كه ما دو روز مونده به امتحانات
احسان به اين سفر رفتيم.

٢)طبق معمول با مگا باس رفتيم.اتوبوسش دو طبقه بود و در مسير برگشت ما درست جاي راننده و كمكش منتها در طبقه بالا نشسته بوديم.

٣)اين شهر در غرب ميلواكي و در ايالت مينسوتا قرار داره و با شهر كناريش
يعني سنت پل به تويين سيتي معروفند.رود مي سي سي پي از اين ايالت شروع
ميشه بعد از گذشتن از مينياپوليس درواقع مرز آبي خيلي از ايالت ها نظير
ويسكانسين، ايلينوي ،آيوا،كنتاكي،تنسي،آركانزاس،ميزوري و... ميشه.
اگر در اخبار شنيده باشيد شهريور سال قبل يكي از پل هاي بزرگ همين شهر كه
روي اين رود بود فرو ريخت و ٣٥ نفر كشته شدن،كه در حال حاضر مشغول ساختن
دوباره پل هستند.
٤)از رودخونشون بگم كه تقريبا دو برابر زاينده روده،ولي به قشنگي و با
صفايي زاينده رود نيست.اطرافش همه ساختمان هاي ساخته شده و يا در حال
ساخته كه چهره شهر و رودخونه رو خيلي زشت كرده.هر جا هم كه رسيدن يه پل
زدن روي اين رودخانه بيچاره.

٥)چهره شهر قديمي تر از ميلواكي بود.داون تاون قشنگي داشت.پر از برج هاي
شيشه اي كه عكس هر كدوم روي ديگري هم پيدا بود.خيابون هاي داون تاون باريك
تر از اينجا بود و پر از رستوران و بار، خارج از رستوران هاشون صندلي
گذاشته بودن و خيلي با صفا شده بود چيزي كه ما توي داون تاون ميلواكي نمي
بينيم و فقط بعضي جاهاي خاص اين چيزا وجود داره.

٦)به نسبت اينجا شهر شلوغ و بي نظمي بود.مردمش معمولا رعايت چراغ عابر پياده رو نمي كردن.
٧)از لحاظ تفاوت نژادي و مذهبي،سياه هاشون خيلي كمتراز اينجا و مسلمون
هاشون خيلي بيشتر از ميلواكي بودن.يعني در عرض ١٠ ساعت شايد حداقل ٥٠ تا
مسلمون(زن باحجاب)ديديم.
٨)مردمشون به چاقي مردم ميلواكي نبودن.
٩)لهجشون خيلي قابل فهم تر و بهتر از اينجايي ها بود.
١٠)تنوع سيستم حمل و نقلشون بيشتر بود.چند نوع اتوبوس با قيمت هاي مختلف
داشتن كه بعضي هاشون سوخت هيبريدي داشتن و اون معمولي هاشون به تميزي
اتوبوس هاي اينجا نبود،و همچنين مترو كه از يه سمت شهر به سمت فرودگاه و
Mall of America مي رفت.متروشون بسار تميز و سريع بود و فكر مي كنم نو هم
بود.

١١)نكته ديگه اي كه جلب توجه مي كرد اهميت دادن به دوچرخه سوارهاشون
بود.تقريبا توي هر خيابون مسير دوچرخه جدا وجود داشت و همچنين در اتوبوس و
مترو هم جايي براي حمل دوچرخه در نظر گرفته شده بود.چيزي كه اينجا ما
نيازش رو احساس كرديم ولي وجود نداره.

ادامه در پست بعدي