تبليغاتX
دلاویزترین اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
دلاویزترین
عكس تماس آرشیو صفحه نخست
  فرار     جمعه 29 آذر1387-5:25 بعد از ظهر-دلاویزترین  
تا امروز برف به اين زيادي نديده بودم.فكر مي كنم در برخي مناطق به ١ متر هم رسيد.

ابن خبر

اين هم چند تا عكس:



لینک به نوشته  |   
 
  بين التحصيلين     پنجشنبه 28 آذر1387-2:29 قبل از ظهر-دلاویزترین  
اين روزها فكر كنم از بهترين روزهاي خوب زندگيم خواهد بود.با اينكه خيلي چيزا هست كه جاي خاليشو در اين روزهاحس مي كنم ولي اگر منصفانه بهش فكر كنم شايد ديگه چنين روزهاي خوبي حتي با يك سري كاستي ها نداشته باشم.اين نه به خاطر اينجا زندگي كردنمه بلكه به خاطر اين فرصتيه كه در اين مرحله دارم و حتما اگر ايران بودم هم تجربه چنين روزهايي را مي تونستم داشته باشم و حتما خيلي از شما هم اين تجربه رو داشتيد.

بعد از يك سال وقت گذاشتن و دادن امتحانات مختلف كه لازمه شروع درس در اينجاست امروز با خيال نسبتا راحت تا آخر تابستون وقت دارم كه هر كاري غير از درس خوندن انجام بدم.البته اين به معني اين نيست كه درس خوندن رو دوست ندارم بلكه لحظات بين  مقاطع تحصيلي رو خيلي دوست دارم يعني مثلا از پايان يه مقطع تا مقطع بعدي و يا روزهاي يعد از قبولي در كنكور.چون فكر مي كنم اين روزها دو تا چيز رو با هم دارند يكي فراغت از تحصيل و دومي اشتياق تحصيل دوياره.

نمي دونم با اينكه هيچ وقت براي درس وقت زيادي نگذاشتم و به جورايي خوره درس نبودم ولي هميشه دوست داشتم تا ته درس خوندن رو برم.شايد يه علتش اين بوده كه خودمو خيلي خسته نكردم.البته هيچ درسي رو هم سمبل نكردم و سعي كردم هر كاري كه بر عهده ام بوده به خوبي انجام بدم.امروز انرژي پتانسيلي كه در درس خوندن  توي اين سال هاداشتم  و تقربيا نيازي به استفاده ازش نبود رو مي خوام يكجا توي رشته جديدم  به انرژي جنبشي تبديل كنم.

شايد اگر اينجا اقامت داشتيم و يا حتي غير خاورميانه اي بوديم *ديگه اين فرصت را نداشتم و مجبور بودم از همين ترم برم سر كلاس.در هر صورت براي من و مهمون عزيزمون كه بد نشد.مي تونم لااقل بعد از اين همه دوري بهترين روزهام رو در كنارشون بگذرونم و اين شايد دليل ديگري بر خوب بودن اين روزها باشه.

*: افرادي كه با ويزا به اينجا اومدن براي تحصيل بايد ويزاي دانشجويي دريافت كنند.و زمان دريافت ويزاي دانشجويي از فردي به فرد ديگه متفاوته.مدارك با توجه به ايالت و شهرو دانشگاه براي بررسي به دفاتر خاصي فرستاده ميشه و محلي كه مدارك دانشگاه ما بررسي مي شه در كاليفرنياست و متوسط زمان آماده شدن ويزا بين ٤-٦ ماهه كه براي ايراني ها  بيش از ٦ ماه هم بوده و زماني هم كه به من گفتن بين ٦ تا ٩ ماه هست. توي بررسي مدارك گاهي اوقات ايرادهاي بي دليلي از مدارك ايراني ها و خاورميانه اي ها گرفته ميشه كه كار رو به تاخير مي اندازه.البته توي شهر ها و دانشگاه هاي ديگه ايراني هايي بودن كه ويزاشون يك ماهه هم رسيده.


لینک به نوشته  |   
 
  اوضاع و احوال ما     یکشنبه 24 آذر1387-1:11 بعد از ظهر-دلاویزترین  
امروز اينجا هوا خيلي خوب شده.تقريبا ٧ درجه بالاي صفر.برف ها آب شدن و يخ هاي وسط خيابان هم دارن كم كم آب مي شن.چمن ها رو دوباره مي تونيم ببينيم.هوا ابريه و كم و بيش هم بارون مياد.

از ايران تماس گرفتن كه شنيديم شمال آمريكا اوضاع خرابه و قطعي برق بي سابقه بوده و  توفان و بوران شديدو اين حرفا.نمي دونم چرا ما از اين اخبار مطلع نمي شيم.فكر كنم از ما شمال تر ديگه ايالتي نيست ولي برق ما كه قطع نشده و توفان و بوران و اينا هم كه تقريبا چند روزي هست  نداريم.خلاصه اگر خبري شد خودم اينجا مي نويسم.

پ.ن:هنوز از نوشته قبلي ٢٤ ساعت نگذشته، الان دماي هوا ٢٠- درجه سانتيگراد شده.


لینک به نوشته  |   
 
  اسنو استورم.     سه شنبه 19 آذر1387-4:59 بعد از ظهر-دلاویزترین  

از ديشب تا حالا بدون وقفه داره برف مياد.ظاهرا بيرون حدود ١٢ اينچ برف اومده،ديروز همه آماده استقبال از اسنو استورم بودند.من كه از ترس سرما  امروز اصلا بيرون نرفتم.فقط اين چند تا عكس مقايسه اي رو داشته باشيد تا من يه كم يخم آب بشه.


زمان به سرعت مي گذره و من همچنان در باورش مشكل دارم يك سال پيش توي همين روزا پدر عزيزم مهمونمون بودن و حالا زمستان اينجا با خاطره بودن پدرم در كنارمون در اولين زمستانمون در اينجا عجين شده.لحظه لحظه اين روزها رو به ياد سال قبل هستم و اميدوارم كه بتونم به زودي دوياره در اينجا ببينمشون.



لینک به نوشته  |   
 
  يك روز خوب      پنجشنبه 14 آذر1387-8:56 بعد از ظهر-دلاویزترین  
امروز يك اي ميلي دريافت كردم كه بسيار خوشحالمون كرد.اينجا نوشتم كه اين روز خوب رو ثبت كرده باشم.شايد بعدا در موردش نوشتم.

لینک به نوشته  |   
 
  گل هميشه بهار     سه شنبه 12 آذر1387-10:51 بعد از ظهر-دلاویزترین  
اين موزيك رو دوست دارم يه جورايي هم براي حال و هواي اين روزها جواب ميده.

دونه هاي برف روي گونه هات خونه ميکنن دوباره

باز زمستونه و دل نگرونه طاقت دوريتو نداره

ابراي سياه بين خونه ها ديوار سفيد ميذارن

از دل تنگم و گل قشنگم انگاري خبر ندارن

برفها رو آب کن بيا سرما رو خواب کن بيا

ديوار انتظارو بزن خراب کن بيا



لینک به نوشته  |   
 
  بازي وبلاگي سفر زمان     دوشنبه 4 آذر1387-11:47 بعد از ظهر-دلاویزترین  
يك پزشك يه بازي وبلاگي به اسم سفر زمان شروع كرده.پيشنهاد اين بازي اينه:

اگر يك ماشين زمان داشتيد كه مي تونستيد به وسيله اون بدون دردسر به گذشته و آينده سفر كنيد،كجاها مي رفتيد و چه مي كرديد؟

 اينها كارهايي است كه اگر امكان داشت من انجام مي دادم:

١)به دوران دبستان خودم برمي گشتم و اول از همه يه كلاس زبان ثبت نام مي كردم ،هيچ جلسه اي را هم غيبت نمي كردم و تمام تكاليفش رو هم انجام مي دادم.
٢)به دوران دبيرستان مي رفتم و در هنگام انتخاب رشته به جاي تجربي حتما رياضي را انتخاب مي كردم.
٣)از تمام دوران كودكيم فيلمي تهيه مي كردم و الان مي نشستم و لذت ديدن رفتارهاي كودكي خودم رو مي بردم.
٤)از كودكي مرتب مسواك مي زدم كه هيچ كدوم از دندونام خراب نشن.
٥)به كلاس موسيقي مي رفتم و حتما نواختن يك ساز رو ياد مي گرفتم.
٦)وقت بيشتري رو با دوستان مدرسه ام مي گذراندم .
٧)از همان روزي كه خواندن و نوشتن ياد مي گرفتم تمام خاطرات ريز و درشتم را ثبت مي كردم.
٨)در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كردم.
٩)سعي ميكردم از تمام چيزهايي كه ممكنه يك روزي به خاطره بدل بشن عكس و فيلمي داشته باشم.و البته بك آپ درست و حسابي اي هم از اون مي گرفتم.
١٠)شب ها به خانه مادريزرگم مي رفتم و اونجا مي خوابيدم.
١١)جلوي اشغال سفارت آمريكا رو مي گرفتم.
١٢)جلوي انتخاب شدن م.ا.ن رو مي گرفتم.
١٣)به روزهاي آخر ايران بودنم بر مي گشتم و زمان رو نگه مي داشتم و از بودن در كنار عزيزانم لذت مي بردم.
١٤)به روزهاي آخر ايران بودنم بر مي گشتم و به مدارس قبليم مي رفتم و از معلم هام تشكر مي كردم.
١٥)به زمان دانشجويي مجردي بر مي گشتم و ترتيبي مي دادم كه با دوستان و هم كلاسي هام سفرهايي بريم و طبيعت زيباي ايران رو كه خيلي هاش نا شناخته هستند ببينيم.
١٦)و آخرين چيزي كه عنوان مي كنم اينه كه اگر مي تونستم به گذشته برگردم هيچ وقت در تهران زندگي نمي كردم و قطعا جايي ارام در كنار دريا رو انتخاب مي كردم.

اگر بتونم  به١٠ سال بعد سفر كنم ترجيح مي دم به ايران برم و ببينم كه اوضاع قراره چه طور بشه.شايد اين ديدن من بتونه در تصميم گيري در مورد آينده موثر باشه.

پ.ن:ياد فيلم سفر جادويي افتادم  يادش به خير خيلي دوستش داشتم.

پ.ن:همه جا حسابي سفيد پوش شده.مبدا زمستان اينجا تنكس گيوينگ هست.

لینک به نوشته  |