تبليغاتX
دلاویزترین اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
دلاویزترین
عكس تماس آرشیو صفحه نخست
  خرس هاي قطبي در درياچه ميشيگان     یکشنبه 29 دی1387-11:31 بعد از ظهر-دلاویزترین  

در بعضي از شهرهاي آمريكا و كانادا رسمه كه روز اول ژانويه ساعت ١٢ ظهر تحت هر شرايطي برخي از مردم براي شنا به دريا و يا درياچه ها مي رن.اين رسم در ميلواكي هم از سال ١٩١٦ وجود داره و مردم با وجود سرماي بسيار زياد هوا اين كار رو مي كنند.ظاهرا مي خواستن با اين كار ثابت كنن كه سرماي هوا نمي تونه تاثيري روي اونها و زندگيشون بگذاره ،يه جور رو كم كني به حساب مياد.

در زير  مي تونيد تصاوير و فيلمي درمورد مراسم اين خرس هاي قطبي در روز ١ ژانويه امسال در شهر ما ببينيد.دماي هوا حدود ١٢- و تكه هاي يخ روي سطح آب شناور بود و دست و پاي اين غيور مردان و زنان رو حسابي زخمي كرده بود.در ضمن شهر ما شهر بادخيزي هست كه اين باد در كنار درياچه چند برابر هم ميشه و سوز و سرما رو بسيار طاقت فرسا مي كنه،البته صداي وزش باد توي فيلم هم مشخصه.از اين مراسم موجي هم نصيب ما شد كه كفش و جوراب و شلوارمون در عرض چند دقيقه يخ زد.

به اين روش ها هم خودشون رو گرم مي كردن.


لینک به نوشته  |   
 
  سال نوي ميلادي     جمعه 20 دی1387-1:10 قبل از ظهر-دلاویزترین  
امسال سال نوي ميلادي و قمري تقريبا همزمان شده بودند.اينجا يه ما مي گفتن سال نوتون مبارك و ما هم بايد كلي توضيح مي داديم كه ما عرب نيستيم و سال نومون اول بهاره.وقتي با چند تا خارجي طرف باشيد و اطلاعاتي در مورد سال نوشون داشته باشيد مي فهميد كه سال نوي خودمون واقعا يه چيز ديگه است.به قول اين خارجي ها ميك سنس مي كنه.حالا در هر صورت زندگي اين ور آب باعث شده كه  برنامه زندگيمون بر اساس همين سالي باشه كه به تازگي نو شده و در واقع به ما هم ديگه بي ارتباط نيست.تا وقتي ايران بوديم معني اول ژانويه چيزي نبود جز تولد پدر عزيز و سال قبل هم تولد و هم سال نو رو با هم در كنارشون داشتيم و امسال فقط سال نو بود.به مناسيت تحويل سال نو برنامه اتش بازي دارن كه يرنامه امسال اينجا به گفته شاهدان خيلي كوتاه در حد ٥ دقيقه بود كه ظاهرا بي ارتباط به اوضاع اقتصادي نيست.

اين دو تا فيلم مربوط به آتش بازي پارسال و امسال هستن كه ما درك كرديم و فيلم گرفتيم و براي آپلودش هم كلي وقت صرف نموديم،و البته از اينترنت دانشگاه،چون مال خونه جواب نمي ده.





لینک به نوشته  |   
 
  سفر به يكي از ايالتهاي جنوبي     سه شنبه 17 دی1387-0:12 قبل از ظهر-دلاویزترین  
سلام دوباره.

تقصير من نيست كه دير به دير پست ميگذارم از وقتي كه در دو پست قبلي آدم برفي شدم يخ زدم و هنوز يخم باز نشده.

شب يلدا خونه يكي از دوستان جمع بوديم و فردا صبحش به همراه يه خانواده امريكايي به شهرشون در جنوب آمريكا در ايالت آلاباما رفتيم.احسان عزيز تقريبا گزارش كاملي از سفر نوشته من فقط سعي مي كنم در مورد نكاتي كه اشاره نكرده بنويسم.سفرمون ١ هفته طول كشيد و تجربه خيلي خوبي بود.

اين دوست امريكايي از قشر مذهبي و تقريبا بسيار متعصب و سخت گيري در همه زمينه ها بودند.نحوه تربيت فرزندانشون برام جالب بود.در طول مسير ١٤ ساعته رفتمون،از ٣ تا بچه اين خانم صدا در نمي اومد.اول به مدت ١ ساعت هر كدوم با ام پي تيري پلير شخصي خودشون به موزيك گوش دادن.بعد مادرشون كه در حال رانندگي بود صداشون كرد و گفت كه اهنگ گوش دادن كافيه و تا ٣ دقيقه ديگه همه خاموش كنيد.جالب اين بود كه بچه ها بدون چون و چرا اطاعت كردند.بعد هر كدوم يه كتاب پازل از اونهايي كه بايد با مداد يه مسير رو دنبال كنيم تا به اخر برسيم داشتند و مشغول بازي ذهني شدند.توي اين مسير مادر خانواده اصلا اجازه صحبت كردن به بچه ها رو نمي داد.يكي از دخترهاشون كه ١١ سالشه خيلي سوال مي پرسيد و مادره بهش مي گفت :عزيزم فكر كنم بايد يه مقداري به زبانت استراحت بدي ،دختره هم از همون لحظه ساكت ساكت  شد.چند باري هم در طول مسير يچه ها با اين گيم هاي كوچك شخصيشون در زمان هاي محدود بازي مي كردند و سر ساعت مشخص تموم مي كردند.مادر اين خانواده درسش در مقطع ليسانس كامل نشده بوده و امسال دوباره دانشجو شده كه درسش رو تمام كنه ولي سال هاي قبل كارش درس دادن به بچه هاش در خونه بوده يعني بچه ها رو مدرسه نگذاشته بودند و هوم اسكولينگ داشتند.امسال هم كه مدرسه فرستادن يه مدرسه مسيحيه غيرانتفاعي گذاشتن و سالي ١٠ هزار دلار براي ٣ تا بچه هزينه اش شده.جالب بود كه مي گفتن كه بچه ها تو خونه اجازه تلويزيون ديدن ندارند و فيلم هايي هم كه مي تونن ببينند قبلا كلي مادر خانواده با پدر خانواده مي ببينيد و تمام ريويو ها رو مي خونند و اگر چيز بدي نداشته باشه براي بچه ها مي گيرند تا ببينيند حتي مي گفت خيلي از كارتون ها رو هم نمي گذارن كه ببينيند چون طرز حرف زدن شخصيت هاي كارتون مودبانه نيست و دوست ندارن كه اين طور حرف زدن توي ذهن بچه هاشون جا بيفته،مثل بعضي خانواده هاي ايراني كه با اين سريال هاي طنز مثل برره و اينا مخالفند. كلي مي گفت كه توي عمرش تقريبا فقط كتاب بچه گانه خونده ،چون تا بچه بوده كه براي خودش مي خونده حالا هم كه ازدواج كرده براي اين مي خونه كه قبل از بچه هاش كتاب هاشون رو خونده باشه تا يه وقت بد آموزي براشون نداشته باشه.از خاطراتش تعريف مي كرد كه در بچگي روزي ٥ تا كتاب مي خونده و مادرش از دستش شاكي بوده چون نمي تونسته كه هر بار بيشتر از ٦ تا كتاب از كتابخانه بگيره و مادرش مجبور بوده به خاطر اون هر روز به شهر بره و كتاب بگيره.

توي صحبت هايي كه مي كرديم كلي مي گفت كه تا به حال نه تنها مشروب نخورده بلكه آب جو هم نخورده و مي گفت توي بايبل گفته شده كه بهتره نخوريد و در عين حال ضرر هايي هم داره كه ما نمي خوريم.جالبه كه اين رو خوب براي بچه هاشون جا انداختن و چون مملكت آزاده بچه ها فكر نمي كنن كه ازشون گرفتن مي دونن كه خودشون اين طور انتخاب كردن.حالا براي ايراني ها مشروب خوري شده نشانه تجدد و روشن فكري و حتي من با چشمان خودم ديدم كه بچه دو سالشون هم مي خوره و پدر و مادر اصلا انگار نه انگار.

در مورد سانتا(بابا نوئل) ازشون سوال كرديم و گفتن كه ما اصلا قبول نداريم و اين ها خرافاته و توي بايبل نيومده.فقط ما به سنت نيكولاس اعتقاد داريم كه حالا اين سانتا شده نماد اون،از اول هم به بچه هامون ياد داديم كه با چيزهاي خرافي يزرگ نشن و اين ها هم گاهي اوقات به بچه هاي هم سن و سال خودشون مي گن كه اين سانتا الكيه و خودتون رو گول نزنيد ،مادر دوستاشون زنگ مي زنن مي گن به بچه هاتون بگيد كه لااقل به بچه هاي ما نگن بگذارن حالشونو ببرن.

در مورد مسافرت هم بايد بگم كه از ايالت هاي ايلينوي،كنتاكي و تنسي عبور كرديم و به نظرم قشنگ ترين قسمتش تنسيش بود.كوهستاني و پر درخت مثل شمال خودمون ولي برگ درخت ها ريخته بود و من با برگشون رو تصور مي كردم و خوشم اومد. و همچنين از شيكاگو كه رد شديم ديگه از اون برفي كه توي عكس پست قبل ديديد خبري نبود و ما تازه فهميديم كه مي گن ويسكانسين قطبيه واسه خودش يعني چي.چهره مردم هر چي مي رفتيم پايين تغيير مي كرد.به نظرم ميد وستي ها تا جايي كه من ديدم قشنگ تر بودن.لهجه جنوبي هم كه كاملا  با اينجا متفاوته.باز من لهجه اينجايي ها رو بيشتر مي پسندم.توي شهرشون اصلا مسلمون نديده بودن و به من خيلي نگاه مي كردند.حتي اين دوستمون مي گفت كه تا وقتي توي اين ايالت بوده كاتوليك هم نديده بوده چه برسه به مسلمون و خارجي.

يه رستوران جنوبي هم رفتيم كه موسيقي كانتري(محلي و روستايي جنوبي)پخش مي شد و غذاي خيلي خوبي داشت.روي هر ميزي يه ظرف بادام زميني با پوست بود كه هر چقدر مي خواستيم مي تونستيم بخوريم و آشغال ها رو هم بايد روي زمين مي ريختيم.

چند تا فيلم دارم كه سعي مي كنم در پست بعدي حتما بگذارم.




لینک به نوشته  |   
 
  غزه     جمعه 13 دی1387-7:42 قبل از ظهر-دلاویزترین  
وجدانهای خفته بیدار شوید!
غزه قتلگاه انسانهای غیرنظامی بیگناه و بی دفاعی شده است که در بازی سیاست جان میدهند.
در آستانه زادروز حضرت مسیح، پیام آور رافت و محبت، کودکان بیگناه غزه، به خاک و خون کشیده شدند و در گرسنگی می میرند.
وقت آن است که مجامع بین المللی و مدافع حقوق بشر ، به جای صدور بیانیه ها و قطعنامه های متعدد، دست به اقدامی عاجل در جهت ممانعت از بروز فاجعه دردناک انسانی در غزه نمایند.
ما بلاگرهای فارسی زبان اعتراض شدید خود را به اقدامات ددمنشانه ای که منجر به قتل عام مردم بیگناه غزه و به خصوص کودکان غزه شده است را اعلام میداریم و از مجامع مدافع حقوق بشر خواهان رسیدگی فوری می باشیم.
پاینده باد صلح
برقرار باد آزادی

Wake up and stand up for human rights

Gaza has become a ground for killing innocent and defenseless civilians, who are being killed as a result of political games.

During the time period of Jesus Christ,  a symbol of passion and mercy, innocent and starving  kids are drowning in pools of blood.

It is time for international and human rights organizations to not just issue resolutions, but to act immediately in order to prevent further human catastrophe in Gaza.

We the community of Iranian webloggers strongly condemn said cruel actions, which have caused the deaths of innocent people including children in Gaza. We demand immediate action from human rights/international organizations to immediately intervene and to stop the massacre.

Long live peace

Long live freedom


لینک به نوشته  |