هی من اومدم.
اول از همه اینکه سال نوی همه مبارک.
دوم اینکه من خیلی هم تنبل نیستم ولی چون فونت فارسی ندارم هر وقت خواستم بنویسم حسش رو از دست دادم.
سوم اینکه این چند وقت حسابی سرم شلوغ بوده از نوع خوبش و خیلی هم اشتیاقی به نوشتن در اینجا نداشتم چون به اندازه کافی در جاهای دیگه می نوشتم.
چهارم اینکه برای اولین بار کل زمان عید رو مسافرت بودم.
پنجم اینکه برای اولین بارچند روزی از همسر عزیز دور بودم و تازه حس دوستانی رو که بالاجبار ماه ها و یا سال ها از هم دور بودند رو درک کردم.
ششم اینکه کلی از سریال ماه عسل خوشم اومد و کل اون رو در 2 روز دیدم.کلاه قرمزی هم خیلی با مزه بود یه جورایی یاد دوران دبستانم افتادم,ولی به نظرم مرد دو هزار چهره خیلی بی مزه بود.
هفتم هم گزارش هواشناسی:اینجا همچنان خنک هست یه چیزی حدود 3, 4 درجه بالای صفر و برای دوچرخه سوار شدن همچنان نیاز به کلاه و شال گردن و دستکش هست.هنوز اثری از شکوفه و چمن سبز نیست.هفته دوم عید رو در یکی از شهرهای جنوبی بودیم که دما حدود 95 درجه فارنهایت بودجالب اینجاست که در همون زمان میلواکی نیم متر برف اومده و دما زیر صفر بود.
این هم به گزارش کامل از این مدت.