تبليغاتX
دلاویزترین اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
دلاویزترین
عكس تماس آرشیو صفحه نخست
  خرداد     سه شنبه 29 اردیبهشت1388-0:44 قبل از ظهر-دلاویزترین  
این ماه خرداد امسال یه جورایی خیلی سرنوشت سازه برای ما.فکر می کنم لااقل من تا حدی تکلیفم با خودم روشن میشه.فکر می کنم میشه از اتفاقاتی که توی این ماه میفته برای برنامه ریزی آینده استفاده کرد.

موج های رنگ و وارنگ هم که همه جا رو گرفته.ما هم از نوع سبزش که گوشه بالایی سمت راست وبلاگ می بینید گرفته.من خودم شخصا به تبلیغات انتخاباتی و حرف هایی که توی این روزها زده میشه کاری ندارم.چه خوب چه بدش هم برام مهم نیست.فقط چیزی که مطمئنم اینه که شرایط باید عوض بشه و من برای این تغییر به موج سبز پیوستم.ما مثل نسل انقلاب دنبال مدینه فاضله نیستیم که بدجور هم حالمون گرفته بشه.ما دیگه اینقدر خراب کاری دیدیم که به کوچکترین حرکت مثبتی هم که بتونه شرایط رو هر چند ناچیز تغییر بده راضی هستیم.یه بزرگتری بهمون توصیه می کردن که گول این حرف ها رو نخورید ،موج سبز و اینا هم نمی تونه اوضاع رو اون طوری که شما می خواین بکنه ولی به خدا ما چیز زیادی نمی خوایم.فقط یه تکون مثبت یه لاک پشتی که توی خلاف جهت در حرکت یوده که  در این حین پشت و رو میشه و مشغول دست و پا زدنه.بلکه اون تکون کوچیک لاک پشت رو از وارونگی در بیاره و وادار کنه که یه بار دیگه به مسیرش یه نگاهی بندازه و یه حرکت دوباره بکنه اون هم در مسیر صحیح.این خواسته زیادی نیست.حداقل چیزیه که میشه توقع داشت.

امام علی در نهج البلاغه می فرمایند:و لاتصلح الولاة الا باستقامة الرعية‏ یعنی اصلاح نمی شوند فرمانروایان و حاکمان مگر یه استقامت مردمشان.

با بی تفاوتی و دست روی دست گذاشتن شرایط تغییری نخواهد کرد.


لینک به نوشته  |   
 
  امید دوباره     جمعه 18 اردیبهشت1388-2:24 بعد از ظهر-دلاویزترین  
چند روزی هست که روال به حالت قبل برگشته و باز من و احسان تنها شدیم.ولی امروز با قبل از اومدن مامان و بابا یه تفاوت اساسی داره و اون اینه که من روحیه ام خیلی بهتره،انگیزم برای ادامه دادن راهی که توش پا گذاشتیم بیشتره و یه جورایی خوشحالم و منتظر آینده،منتظر ویزا و شروع درس دویاره، منتظر دیدن بقیه عزیزانمون و منتظر خیلی چیزهای دیگه.

هوا هم که داره یاری می کنه تا این خوشحالی فعلا ادامه داشته باشه.با وجود اون سرمای زمستون من این تنوع آب و هوایی رو دوست دارم و الان بیشتر از اومدن بهار و تابستان لذت می برم.من همیشه دوست داشتم با دوچرخه زندگی کنم و الان همین کار رو می کنم.علاقه زیادی به چمن داشتم که اینجا چمن نقش اساسی در طبیعتش ایفا می کنه،همیشه دوست داشتم یه جایی روی یه صخره ای بشینم و فقط به دریا نگاه کنم و خدا رو شکر الان می تونم این کار رو بکنم.

مرحله به مرحله جوونه زدن درخت ها رو دیدم و ثبت کردم و لذت بردم و خدا رو شکر کردم.

دوستان شمالی و جنوبی  ایران قدر دریا و طبیعتشون رو بدونن.اینجا همون چیزهایی هست که توی ایران هم داریم ولی ما ازش دور بودیم.طبیعت و چمن و دریا تو ایران هم هست و من از اینجا لذت می برم چون تو تهران به این اندازه ندیدم.


لینک به نوشته  |