کم کم یه روزهای آخر تابستان نزدیک می شیم.این تابستان البته جز پای کامپیوتر نشستن و استرس و نگرانی چیزی نداشت.هر بار هم که خواستیم با دوستان دور هم باربیکیو داشته باشیم هواشناسی نوید بارش باران می داد ولی بارانی در کار نبود.
آپارتمانی که ما در اون زندگی می کنیم در واقع یه مجتمع آپارتمانی کوچکه که از 6 تا ساختمان 2 طبقه با 3 ورودی و هر ورودی 4 واحد تشکیل شده.تعداد دانشجو های ایرانی اینجا هم زیاد نیست یعنی حدودا 20 نفر که البته داره تعداد بیشتر میشه.حالا جالب اینه که 1/4 این دانشجو ها در ورودی ما و 1/4 دیگه در ساختمان کناری هستند.گاهی اوقات بعد از ظهر روزهای تعطیل دم در خونه که حکم حیاط رو داره دور هم جمع می شیم یاد این سریال های تلویزیونی مثل زیر آسمان شهر یا همون بهروز خالی بند میفتم که رابطه همسایه ها بیشتر از چیزی بود که در اکثریت جامعه دیده می شد.تعداد همسایه هاس ایرانی که اینجا هستند این قدر به چشم میاد که مدیر ساختمان می گفت شما دیگه باید اسم مجتمع رو هم تعیین کنید.
دیروز به مناسبت روزهای آخر تابستان دور هم بودیم که یه پسر آمریکایی که ادعا می کرد تلفنش خرابه به بهانه گرفتن موبایل اومد جلو.بعد از اینکه از موبایل یکی از بچه ها استفاده کرد رفت و با یه بسته سوسیس کوشر که همون حلال یهودی هاست برگشت و به عنوان تشکر به این دوستمون داد.اونجا بود که ما یه لحظه شک کردیم که این یهودیه.دوباره رفت و با صندلیش اومد و تلاش می کرد که دوست بشه.اون هم در همون کوچه ما ساکن بود.خلاصه از خودش گفت که کمدین هست و هر کلمه ای که بهش بگی می تونه باهاش جک بگه.پیشتهاد می داد که به کلابشون بریم و بخندیم و اگر خندمون نگرفت پولمون رو پس بده.بهش گفتیم خندوندن ایرانی ها خیلی سخته .یه چند تا جک گفت که خیلی بی مزه بود.یه جورایی تیپ آدم های لوده بود.اهل دود و دم هم بود حسابی.خلاصه در مورد سن مصرف الکل در ایران می پرسید که این از همه حرف هاش خنده دار تر بود.
محله ما جز بخشی از میلواکی هست که بهش ساحل شمالی می گن.ما شنیده بودیم که بیشتر جمعیت این منطقه رو یهودی های روس تشکیل می دن ولی اونقدر که می گفتن یهودی ندیده بودیم چون فکر می کردیم که معمولا از اون کلاه نمدی ها باید رو سرشون بگذارن.حالا فهمیدیم که این طور هم نیست و ممکنه خیلی از دوستان و همسایه هامون یهودی باشند و ما نفهمیم.
نکته ای که وجود داره اینه که میلواکی ظاهرا یکی از تفکیک شده ترین شهرهای آمریکاست.یعنی به طور واضح شما می تونید جوامع نژادی و مذهبی و دانشجویی رو در بخش های مشخصی از شهر ببینید.مثلا در نزدیک مرکز شهر و دانشگاه اکثریت قریب به اتفاق دانشجو هستند.سمت شمال دانشگاه اکثریت یهودی ها هستند که منطقه بزرگی رو شامل میشه که شنیده ها حاکی از آنه که سومین منطقه یهودی نشین دنیاست.سمت غرب دانشگاه محله سیاه هاست که 42 درصد جمعیت میلواکی رو تشکیل می دن.سمت جنوب هم محله اسپنیش ها و مسلمان هاست.تمام بازارهای مکزیکی و مسجد و گوشت فروشی حلال در اون منطقه است.سمت غرب بعد از سیاه ها و شمال بعد از یهودی ها منطقه سقید ها و مسیحی هاست.
این هم یه سری اطلاعات در مورد شهر و همسایه های ما.
همین الان یه ایرانی جدید هم قرار داد خونه اش رو در همسایگی ما بست.