تبليغاتX
دلاویزترین اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
دلاویزترین
عكس تماس آرشیو صفحه نخست
  ....     دوشنبه 27 مهر1388-2:9 بعد از ظهر-دلاویزترین  

این پست به مناسبت بچه دار شدن چند تا از دوستان هست.

یک بنده خدایی تعریف می کرد که یکی از آشنایانشون تصمیم می گیرن که بچه دار بشن ولی یه مشکلی که باعث میشده خانم نخواد که بچه دار بشه این بوده که فکر گریه های وقت و بی وقت بچه رو در نصفه شب می کرده. همسرشون می گن که اگر بچه شب ها گریه کرد نوبتی  یه شب خانم بیدار بشه یه شب آقا.خلاصه بچه دار می شن و شب اول نوبت خانم بوده و بیدار می شه و بچه رو ساکت می کنه.شب بعد نوبت آقا بوده و خانم می بینه بچه گریه می کنه و أقا بیدار نمی شن.صداشون می کنه می گه مرد بچه مرد از بس گریه کرد.آقا می گن تو چی کار داری من می خوام نوبتم بچم گریه کنه.

نتیجه گیری اخلاقی :در این جور مواقع به هیچ عنوان نمیشه روی کمک آقایون حساب کرد.قول هم فایده ای نداره.



لینک به نوشته  |   
 
  خسوف     جمعه 3 اسفند1386-1:25 قبل از ظهر-دلاویزترین  
ديشب وقتي احسان آمد خانه به من گفت كه بيا ماه رو ببين،امشب رنگش قهوه اي شده.ديديم و كلي تعجب كرديم.امروز فهميديم كه ماه گرفتگي بوده و ظاهرا تا سال ٢٠١٢ هم اينجا ديگه از اين خبر ها نيست.
نكته اينجاست كه ماه گرفتگيشون هم با ما فرق داره.من ماه گرفتگي زياد ديده بودم ولي اينجوريش رو نديده بودم.

لینک به نوشته  |   
 
  آموزگار بزرگ شهادت     پنجشنبه 27 دی1386-7:44 بعد از ظهر-دلاویزترین  
ای حسین!

قطره ای از آن خون را

در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز !

و تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را

به این زمستان سرد و فسرده ی ما ببخش!

ای که "مرگ سرخ" را برگزیدی

تا عاشقانت را از "مرگ سیاه " برهانی

ایمان ما ُ ملت ما ُ تاریخ فردای ما ُ کالبد زمان ما ُ

"به تو و خون تو محتاج است".

" دکتر علی شریعتی "

 


لینک به نوشته  |   
 
  خدا حافظ پاييز زيبا     جمعه 16 آذر1386-0:36 قبل از ظهر-دلاویزترین  
پاييز مثل يك تابلوي نقاشي است اما رنگ و آب اون در هر جا متفاوت .خدا پاييز اينجارو پر رنگ تر كشيده .پر از رنگ هاي زرد و نارنجي و قرمز.


لینک به نوشته  |   
 
  تبریک به یک دوست     چهارشنبه 9 آبان1386-11:20 بعد از ظهر-دلاویزترین  
عشقبازي و جواني و شراب لعل فام
مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام
هر که اين عشرت نخواهد خوشدلي بر وي تباه
وان که اين مجلس نجويد زندگي بر وي حرام
 
یادش بخیر . روزهايی به یادماندنی و خاطراتی فراموش نشدنی در کنار هم ‏؛ فاطمه عزیز ‏ُ آغاز مرحله جدیدی از زندگیتون رو تبریک می گم . اميدوارم در كنار همسرت شاد و سلامت و موفق باشي .برای عروسی خودتون که قسمت نشدباشیم ان شاالله عروسی بچه هاتون شرکت می کنیم.

لینک به نوشته   
 
  از قم تا شیکاگو      یکشنبه 22 مهر1386-8:25 بعد از ظهر-دلاویزترین  

فاصله شهر ما تا شیکاگو در حدود فاصله تهرانه تا قم. حالا ما قم هستیم یا شیکاگو بماند.برای اینکه بین مسلمونای اینجا در مورد عید فطر اتفاق نظر وجود نداشت ُ و از اونجایی که ما فکر می کردیم ۱۲ اکتبر عید فطره از ماه قبل بلیط اتوبوس برای رفتن به شیکاگو رزرو کردیم(اگر از یک ماه قبل رزرو بشه بلیط رفت و برگشت نفری ۲ دلار می شه در غیر این صورت ۲۰ دلاره )به همین خاطر ترجیح دادیم روز جمعه رو به همون سفر نصفه نیمه خودمون بریم.محل توقف اتوبوس در شیکاگو Down Townبود و از اونجايي كه يكي از ديدني ترين جاهاي شيكاگو همين Down Townهست ‏ تصميم گرفتيم كه اين بار با وقت كمي كه داشتيم فقط همين قسمت شهرو ببينيم.

Mega Bus

صبح حدود ساعت ٨.٤٥ از ميلواكي حركت كرديم و ساعت ١٠.٣٠ به شيكاگو رسيديم.اول از همه به Sears Tower كه بلند ترين برج آمريكاست رفتيم (همسرم احسان در این مورد مفصل نوشته) .بعد از اون کمی توی خیابون های شهر قدم زدیم ُ واقعا برای ما که از تهران اومدیم لازمه که هر چند وقت یکبار بیایم شیکاگو تا شلوغی و ترافیک رو هم ببینیم.البته میلواکی هم شهر بزرگیه ولی خیلی خلوت و آرومه ُ تمام ویژگی های شهر های بزرگ آمریکارو داره غیر از شلوغی و ترافیک.برام جالب بود ُ شیکاگو با این جمعیتی که داره ُ اصلا آلودگی هوا نداره و شاید مهمترین علتش بادهایی هست که می وزه و میلواکی هم از نعمت (؟)این بادها مخصوصا در زمستون بی بهره نیست.

sears tower

 

به طور اتفاقی به پارکی در Mishaigan Ave برخورد كرديم كه جاذبه هاي خاص خودش رو داشت . محلي شبيه ماركوس آمفي تاتر ميلواكي (البته خيلي كوچكتر از ماركوس )در پارک قرار داشت که عکسشو در زیر می بینید .

chicago

همچنین یک گوی فولادی صیقل داده شده که مانند آینه تصاویر شهر رو انعکاس می داد(پیش خودم گفتم شاید بهتر از این نقطه نمی تونست گوی ُبه این زیبایی مورد توجه قرار بگیره ُ البته شاید وسط میدان امام اصفهان هم چیز جالبی از آب در بیاد ).

عکس داخل گوی :

با وقت کمی که داشتیم در حال حرکت به سمت ایستگاه اتوبوس بودیم که باز به صورت اتفاقی به قسمت دیگه ای از پارک به دو تا برج برخورد کردیم که از اونها آب سرازیر بود ُ بعد از سرازیر شدن آب این دو برج که از صفحات کوچک LCD تشكيل شده بودند تصويري از انساني نشان مي دادند كه آب از دهانش خارج مي شود .به نظرم چيز جالبي بود.

حدود ساعت ٣.٣٠ بعد از ظهر از شيكاگو به سمت ميلواكي حركت كرديم كه از همان ابتداي راه ترافيك بود ‏ ُ بعد از چند ماه دوری از ترافیک واقعا شکنجه بدی بود.به جای اینکه ساعت ۵.۳۰ به میلواکی برسیم حدود ساعت ۸ رسیدیم و بدتر از اون این بود که برای برگشت یه خونه بلیط اتوبوس داخل شهر میلواکی همراهم نبود و پول خرد هم نداشتیم ُ خلاصه با هزار دردسر به خونمون رسیدیم ُ سفر نصفه نیمه خوبی بود .شیکاگو هم قشنگی های خاص خودشو دارهُ روز خوبی بود.

نتیجه گیری اخلاقی: من آرامش میلواکی رو با شلوغی های شیکاگو عوض نمی کنم .

پ.ن : عجب شانسی آوردیم. این خبر رو بخونید


لینک به نوشته  |   
 
  عنكبوت     پنجشنبه 12 مهر1386-11:15 بعد از ظهر-دلاویزترین  

دعای بیست و چهارم صحیفه سجادیه که در حق والدین هست به نظرم خوندنش در شب قدر خالی از لطف نباشه .هم دعای قشنگیه و هم اینکه به نظرم در کنار دعا در حق خودمون برای عاقبت به خیری ُ پدر و مادر از همه بیشتر به گردن ما حق دارند هرچند دعاهای ما نمی تونه جبران زحمات پدر و مادرهامون باشه.

در شب بیست و سوم توصیه شده که سوره های عنکبوت ُ دخان و روم خوانده بشه ُ من که از حکمت اینها خبر ندارم ولی از آیه 41 سوره عنکبوت خوشم میاد.

عنكبوت


لینک به نوشته  |   
 
  شب آرزو ها     یکشنبه 8 مهر1386-1:39 قبل از ظهر-دلاویزترین  

اگه بدونید دیدن سریال های ماه رمضون بدون آگهی بازرگانی چه حالی میده.داشتم فکر می کردم که دعای جوشن کبیر این طوری هم خیلی خوبه.دعا رو گوش بدیم و بخونیم بدون حرف اضافه.نمی گم سخنرانی و مداحی نباید باشه ولی هر چیزی جای خودشو داره . یه موقع یه نفر فقط می خواد دعارو بخونه بره دنبال روزمرگی خودش ُ این درست نیست که به زور و واسطه شب قدر و دعای جوشن کبیر مردمو پای مداحی ها و سخنرانی ها بشونیم.به نظر من اگر سخنرانی یا مداحی جذابیت داشته باشه مردم خودشون می تونن انتخابش کنند.من خودم موافق مختصر و مفید بودن این جور برنامه ها هستم.تا جایی که یادمه بیشتر شب های قدر به جای اصلیش که قرآن به سر گذاشتنه می رسیدیم ُ من توی خواب بیداری یه ۴ تا کلمه را تکرار می کردم ولی چند باری که مراسم شب قدر دکتر مهدوی را رفتم از این مختصر و مفید بودن و همچنین مداحی متفاوتشون خیلی خوشم اومد .البته برنامه کوی دانشگاه آقای امجد هم غیر سخنرانی جذابش و برنامه ریزی دقیق ُ یه خوبیه دیگه هم داره که دعای جوشن کبیر رو به صورت اسلاید و البته با ترجمه (نکته مهم ) پخش می کردن که مشکل مفاتیح بردن رو هم حل می کرد.

شب قدر مارو هم دعا کنید .اگر هم دعای جوشن کبیر بدون آگهی بازرگانی برای دانلود کردن سراغ داشتید یه خبر بدید.

 


لینک به نوشته  |   
 
  حريق خزان     چهارشنبه 4 مهر1386-7:27 قبل از ظهر-دلاویزترین  
حريق خزان بود!

          همه برگ ها آتش سرخ ‏

                        همه شاخه ها شعله زرد

                                  درختان همه دود پيچان به تاراج باد!

پاييز

پ ن : اينجا هم رنگ و بوي پاييز گرفته (قابل توجه دوستان :اينجا انگار حريقش دامنگير تر و بيشتره و ‏رنگش يه مقدار از ايران پررنگ تره ولي بوش فرقي نمي كنه همون بوي ماه مهر خودمونه)


لینک به نوشته  |   
 
  به نظر شما پشه ها روزا کجا استاد میشن؟     جمعه 30 شهریور1386-1:13 قبل از ظهر-دلاویزترین  

یه سوال خنده دار ولی قابل توجه (یه چیزی تو مایه های همون پشه ها روزا کجا استاد میشن ؟)  چند وقتیه که ذهنه منو مشغول کرده: چرا کف دست و پای سیاه پوستان سفیده؟ البته شاید دوستانی که ایرانن ندیده باشن.

 جنبه علمی قضیه است که باعث ایجاد سوال شده .کسانی که از رنگدانه های پوست چیزی شنیدن حتما می دونن که علت تفاوت رنگ پوست آدم ها مربوط به روشن یا تیره بودن رنگدانه های پوستیه .من اول فکر کردم که شاید اون سیاه پو ستی که من دیدم سیاه نیست بلکه خیلی خیلی برنزه است ولی بعد از دیدن تعداد بیشتری سیاه پوست نتیجه گرفتم که در همه همینطوره. ُ

جواب : ؟؟؟؟

سعی می کنم اگه بتونم یه عکس بگیرم و بگذارم که از نزدیک ببینید.


لینک به نوشته  |   
 
  عکس های زیبا و هنری     چهارشنبه 28 شهریور1386-1:10 بعد از ظهر-دلاویزترین  
دریاچه میشیگان(شهریور ۸۶ )

ميشيگان

شهريار ( فروردين ٨٦ )

شهريار

رودخانه زاينده رود (چادگان ‏شهريور ٨٥ )

زاينده رود

درياچه ميشيگان - ميلواكي (شهريور ٨٦ )

ميلواكي

كوچه باغ هاي شهريار ( فروردين ٨٦ )

شهريار

 


لینک به نوشته  |   
 
  حیرت     دوشنبه 26 شهریور1386-2:37 بعد از ظهر-دلاویزترین  
هی . . . هی . . . !!!

کجا بودم ؟

کجا رفتم ؟

چه خبرهاست در  این سو !

چه سخن هاست در این جا !

چه سفرهاست در این راه !

اما...

اما چگونه می توان رفت ؟

شنیدن خبر مرگ کسانی که می شناسیمشون همیشه غیر قابل باوره .و شنیدن خبر درگذشت دردناک آقای میثم ولایی و همسرش در سانحه هوایی تایلند بسیار ناراحت کننده و غیر قابل تصور بود.باشد که روحشان  قرین رحمت الهی قرار گیرد.

نقش پایی مانده بود از من ُ به ساحل ُ چند جا

ناگهان ُ شد محو ُ

           با فریاد موجی سینه سا!

آن که یک دم ُ بر وجود من ُ گواهی داده بود ُ

از سر انکار ُ می پرسید : کو ؟ کی ؟

                                           کجا ؟ کی؟

ساعتی بر موج و بر آن جای پا حیران شدم

از زبان بی زبانانان می شنیدم نکته ها:

این جهان : دریا ُ

             زمان : چون موج ُ

                               ما : مانند نقش ُ

لحظه ای مهمان این هستی ده هستی ربا !!!

یا سبک پرواز تر از نقش ُ مانند حباب ُ

بر تلاطم های این دریای بی پایان رها

لحظه ای هستیم سرگرم تماشا ناگهان ُ

یک قدم آن سوی تر ُ پیوسته با باد هوا !!!

باز می گفتم : نه ! این سان داوری بی شک خطاست .

فرق بسیار است بین نقش ما ُ با نقش پا .

فرق بسیار است بین جان انسان و حباب

هر دو بر بادند ُ اما کارشان از هم جدا :

مردمانی جان خود را بر جهان افزوده اند

آفتاب جانشان در تار و پود جان ما !

مردمانی رنگ عالم را دگرگون کرده اند

هر یکی در کار خود نقش آفرین همچون خدا !!!

هر که بر لوح جهان نقشی نیفزاید ز خویش

ُ بی گمان چون نقش پا محو است در موج فنا

نقش هستی ساز باید نقش بر جا ماندنی

تا چو جان خود جهان هم جاودان دارد تو را !!!

 


لینک به نوشته  |   
 
  آخه چی می تونم بگم     یکشنبه 25 شهریور1386-1:44 قبل از ظهر-دلاویزترین  
این هم شد فیلم؟ با هزار ذوق و شوق فیلم های ماه رمضان رو دانلود کردم. آخه اگه میخوان مردم رو یاد مرگ و مصیبت بندازند نیاز به فیلم ساختن نیستُ مردم ما خود به خود عزا دارند.اصلا این ماه رمضان برای این نیست که ۴ تا فیلم مسخره به قول خودشون معنا گرا با کارشناس مذهبی بسازند تا روحیه مردم رو از این خراب تر کنند.آخه فیلمی که از لحظه اول تا لحظه آخر آدم رو مضطرب می کنه چه نتیجه مثبتی می تونه داشته باشه ؟ اگر هم داره می خوام صد سال نداشته باشه.مثلا این طور فیلم برداری کردن چه حسنی داره؟ اون هم دم افطار.    

 دم افطار گفتیم یاد ایران باشیم و حال و هوای اونجا رو داشته باشیم که البته به حد اعلا به این حال و هوا دست پیدا کردیم.آخه مردم ما چه گناهی کردن که باید همیشه  افسردگی و نا راحتی و عزاداری باهاشون باشه.الان که این پست را نوشتم ۳ قسمت مجموعه اغما را یک جا دیدم و حالم حسابی گرفته است ُ شاید چون ۲ ماهی از این جو دور بودم اینقدر اثر نا خوشایند روم گذاشته.


لینک به نوشته  |   
 
  هلال ماه     چهارشنبه 21 شهریور1386-9:53 بعد از ظهر-دلاویزترین  

 ماه مبارک رمضان  هم شروع شد.هر کس که دلش برامون تنگ شده ُ یا جای مارو توی این ماه خالی می بینه ُسر افطار به یاد ما باشه. خوش به حالتون   ُتوی این ماه شاید غیر از مکه و مدینه هیچ جای دنیا مثل ایران نباشه .   

ramadan 

امشب من و همسرم  در نقش گالیله بودیم.حدود ۴۵ دقیقه دنبال ماه گشتیم ولی دریغ از یک هلال نا قابل.اگر آسمان را ۳۶۰ درجه در نظر بگیریم ُحدود ۲۷۰ درجه را از کنار دریاچه راحت می تونستیم ببینیم ولی مساله این بود که نمی دونستیم ماه از کدوم طرف در میاد(من یک بار در کودکی ماه را که از طرف شمال در آمده بود دیدم و با بستگان عید فطر را جشن گرفتیم).در هر صورت بنا بر فتوای مسلمونای اینجا پنج شنبه را روزه می گیریم.اگر کسی از سمت طلوع ماه در آسمون خبر داره به ما بگه تا ماه شوال رو پیدا کنیم .

helal

پ. ن : ظاهرا شیعیان در همه جای دنیا بلاتکلیف ترین روزه داران هستن.بر اساس اعلام مسلمانان امروز اول ماه رمضان بوده ولی مرکز اسلامی شیعیان در شیکاگو به علت رویت نشدن ماه فعلا مثل ایران یوم الشک اعلام کرده.آدم این چیزارو که میبینه دیگه احساس غربت نمی کنهُ انگار توی خود خود ایران هستیم.


لینک به نوشته  |   
 
  ماه رمضان     یکشنبه 18 شهریور1386-10:58 قبل از ظهر-دلاویزترین  
بر اساس بررسی های انجام شده  ُ روز ۱۳ سپتامبر اولین روز ماه مبارک رمضان در آمریکای شمالی است و روز ۱۳ اکتبر هم عید فطر خواهد بود. مسلمانان آمریکای شمالی هر سال در سایت خودشون شروع و خاتمه ماه رمضان را اعلام می کنند.

Islamic Society Of North America

 البته یه سایت مربوط به یک رصد خانه هم هست که همیشه شروع هر ماه قمری را هم اعلام می کنه که  در این مورد هنوز نظری نداده و بین ۱۲ و ۱۳ سپتامبر برای ماه رمضان و  ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ اکتبر برای اول ماه شوال شک داره .خدا به دادمون برسه ُ تو ایران اختلاف علما بر سر ۲ روز بود اینجا بر سر ۳ روزه .

فقط خدا کنه  ۱۳ اکتبر نباشه که ما سفر خوبی رو از دست ندیم.


لینک به نوشته  |   
 
  تبریک     شنبه 10 شهریور1386-0:15 قبل از ظهر-دلاویزترین  
نتایج کارشناسی ارشد وزارت بهداشت هم آمد و بعضی از دوستان پذیرفته شدن که به همشون تبریک می گم.  دوست خوبم فیروزه بایرامی که خواب دیده بودم رتبه اش ۹ شده  هم دانشگاه علوم پزشکی ایران قبول شدُ  امیدوارم دوستان خوبم که تلاش کردند و نتیجه مورد نظر رو بدست نیاوردند نا امید نشن و به تلاششون ادامه بدن.شاید خدا چیز دیگری براشون در نظر داره.


لینک به نوشته  |   
 
  بهداشت و درمان     سه شنبه 6 شهریور1386-9:11 بعد از ظهر-دلاویزترین  
این پست را برای دوست های خوب دانشگاهیم گذاشتم.در این وبلاگ می تونید مطالب جالبی در زمینه مقایسه بهداشت و درمان و بیمه در ایران و آمریکا بخونید.

 


پ.ن : نیمه شعبان رو به همه دوستان تبریک می گم.یاد دوران دبیرستان و مدرسه ام افتادم که برای این روز سنگ تمام می گذاشتند.


لینک به نوشته  |   
 
  آموزش زبان     سه شنبه 30 مرداد1386-11:0 بعد از ظهر-دلاویزترین  
تا حالا شنیدید بگن که آموزش زبان به صورت پله ای یه.

امروز یه دوستی می گفت فعلا هیچ نگران نفهمیدن حرف های این آمریکایی ها نباشیدُ این قسمت های آمریکا لهجشون خیلی بده ُ تند حرف می زنند و فهمیدنش خیلی سختهُ ییهو صبح که از خواب بلند میشید می بینید که خیلی چیزا رو می فهمیدُ این طور نیست که به مرور متوجه پیشرفتتون بشید.

البته به این حرف که دقت کنید می بینید که بنده خدا خب راست می گهُ اگر از خواب که بلند میشید حرفشونو بفهمید یعنی مشکل حله و می فهمید ُ اگر نه که یعنی نمی فهمید.پس نتیجه می گیریم که فهمیدن در زبان صفر و یکی هست .یا می فهمیم یا نمی فهمیم.

 آیااین طوره؟


لینک به نوشته  |   
 
  جملاتی ارزشمند      سه شنبه 22 خرداد1386-1:57 قبل از ظهر-دلاویزترین  
جملات اموزنده ای هستند ُ بد نیست یه نگاهی بکنید :

بزرگترین آرزوی بشر کسب موفقیت است (لوسیا )

تنها گنجی که ارزش جستجو کردن داردُ هدف است (لویی استونی )

آینده را از دریچه ترس و وحشت نگاه نکنید (هاریمن )

شخص صاحب سجایا کسی است که می داند چه می خواهد ُ اسیر احساسات نیست و مطابق اصولی صحیح رفتار می کند. (فروید )

طرح کوچک را کنار بگذارید و طرح های بزرگ را در نظر بگیرید و هدف خود را بالا ببرید (دانیل بارتهایم )

طالع با گنجینه های خود ُ به استقبال کسانی می رود که با اعتماد به نفس و جرات بسیار در جستجوی حق خویشند (هیلر ویلمن )

کارتان را آغاز کنید ُ توانایی انجامش به دنبال می آید (امرسون )

فکر بلند همچون درختی بلند است که ریشه اش در گلدان تنگ و محدود قابل برورش نیست  (مثل انگلیسی )

در هر کاری شرط اساسی داشتن اراده ای قوی است.با اراده ای قوی شرایط دیگر چندان اهمیت ندارد (گوته )

دشوار ترین قدم همان قدم اول است (مثل بلژیکی )

خداوند به هر گنجشک دانه ای می هد ولی آن را در داخل لانه اش نمی اندازد (هالندی )

و در آخر :

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ُ موجیم که آسو دگی ما عدم ماست (ابوطالب کلیم )


لینک به نوشته  |   
 
  راز و نیاز     چهارشنبه 9 خرداد1386-1:35 قبل از ظهر-دلاویزترین  

"خدایا یاریم ده تا دلبسته باشم اما وابسته نباشم"

آفریدگارا !

می دانم در حال حاضر همان جایی هستم که باید باشم .می دانم کائنات به من همین گونه که هستم نیاز دارد .مرا در بذیرش کامل وضعیت خود قرار بده.

 


لینک به نوشته  |   
 
  آرمان     جمعه 7 اردیبهشت1386-8:7 بعد از ظهر-دلاویزترین  
فرزندان شما ، فرزندان شما نیستند .
آنها به واسطه شما می آیند ، با آنکه با شما هستند از آن شما نیستند .
شما می توانید مهر خود را به آنها بدهید ،اما نه اندیشه های خود را.
زیرا که انها اندیشه های خود را دارند . روح آنها در خانه فرداست . زندگی در بند دیروز نمی ماند .

آخی بلاخره آرمان کوچولو هم به دنیا اومد . چشم پدر و مادرش روشن .

لینک به نوشته  |   
 
  حریم خصوصی     چهارشنبه 5 اردیبهشت1386-1:18 قبل از ظهر-دلاویزترین  

اخیرا مطلبی در مورد حریم شخصی و تعریف آن از یکی از دوستان شنیدم و احساس کردم که در جامعه ما هستند کسانی که یه چیزی از حریم شخصی میشنوند و برای توجیه کار خودشان از آن استفاده ابزاری می کنند .سعی کردم تا در اینجا یه نگاهی هم به حریم شخصی افراد و تعریف و حد و حدودش داشته باشم.
مقاله ای جامع در زمینه حریم خصوصی
در مورد حریم خصوصی، اسلام هم برای خودش دیدگاه و رویکردی دارد و بعضی تعبیرها مبتنی بر این است که مثلا اگر کسی نامه کسی را بخواند مثل این است که به چیز وقیح و بدی در او نظر کرده است. لذا این دیدگاه اسلام است که برای تفرّد انسانی و جایگاه انسانی و خصو صیت انسانی اهمیت خاصی قایل است. حتی برای کسی که دارد مخفیانه گناه انجام می دهد ،تجسس را منع کرده است.تجسس در اینکه او دارد گناهی را مرتکب می شود، خود گناه بزرگی تلقی می شود. مثلا از بالای پشت بام سرک کشیدن منزل همسایه و تجسس در اینکه او مشروب می خورد یا نه مذمت شده است و بسار بسیار تعبیرهای عجیبی در مورد آن شده است.و حتی نص صریح قرآن است که "و لا تجسسوا.."
بر این اساس الان ما مجاز نیستیم که نامه های افراد را باز کنیم مگر یک استثنائاتی وجود داشته باشد.
امیدوارم به دردتون بخوره.


لینک به نوشته  |   
 
  حسین     یکشنبه 1 بهمن1385-1:21 بعد از ظهر-دلاویزترین  
تو ای حسین!
ای آموزگار بزرگ شهادت!
ای که "مرگ سرخ "را برگزیدی ،
             تا عاشقانت را از "مرگ سیاه" برهانی 
                 تا با هر قطره خونت ،ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری و کالبد مرده و فسرده  عصری را گرم کنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!
                                                                      ایمان ما،ملت ما،تاریخ فردای ما، کالبد زمان ما،
                                                                                       "به تو و خون تو محتاج است"
                         "دکتر شریعتی"

لینک به نوشته  |   
 
  یادداشتی از طرف خدا     پنجشنبه 14 دی1385-0:39 قبل از ظهر-دلاویزترین  

تاريخ : امروز

از :     خالق         

موضوع : خودت

عطف به : زندگی      

من خدا هستم.

امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم .

لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم .

اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي،

  براي رفع كردن آن تلاش نكن .

آنرا در صندوق ) براي خدا تا انجام دهد ( بگذار .

همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو .

وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ،

  همواره با اضطراب دنبال(پيگيري) نكن .

در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه

الان در زندگي ات وجود دارد تمركز کن .

نااميد نشو ،

 توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.

شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي :

به مردي فكر كن كه سالهاست بیکار است و شغلی ندارد

ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري :

به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند

وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي :

به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده 

وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي :

به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد 

ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني

و بپرسي هدف من چيه ؟

  شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند 

وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي :

به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند

ممكنه تصميم بگيري اين مطلب رو براي يك دوست بفرستي :

متشكرم از شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز نميدانستي.

 


لینک به نوشته  |   
 
  تولد عید شما مبارک     چهارشنبه 13 دی1385-1:13 قبل از ظهر-دلاویزترین  
    عشق تشنه می شود ، خون بایدش داد
                        سرد می شود ، آتش بایدش زد
                                 گرسنه می شود ، قربانی بایدش کرد
                                       عشق با قربانی ، با خون ، نیرو می گیرد ، زلال می شود ، رشد می کند ، پاک و بی لک می شود ، گرم و نورانی میشود .
                                                                        و اکنون عید قربان است .


                                                                    * * *
                


ما هر سال با شروع سال جدید میلادی جشن کوچکی داریم و دوست و آشنا با تبریکات خودشون جشن مارو قشنگ تر می کنند.
البته نه به خاطر شروع سال جدید میلادی بلکه به خاطر تولد پدرم .
                                     پدرم تولدت مبارک


لینک به نوشته  |   
 
  زندگی     چهارشنبه 22 آذر1385-2:29 بعد از ظهر-دلاویزترین  


هر کس باید راه زندگی خودش را پیدا کند و از راه زندگی خودش برود نه از راه زندگی دیگری



همه جا می شود زندگی کرد و و و خوب هم زندگی کرد



همسر خوب بهترین یاور در یک صحرای سنگلاخ و پر مخاطره زندگی است



ز رنج و راحت گیتی مرنجان دل ُ مشو خرم


که آیین جهان گاهی چنین گاهی چنان دارد


لینک به نوشته  |   
 
  نقش      یکشنبه 21 آبان1385-11:23 بعد از ظهر-دلاویزترین  
   

آسمان

 دریای آبی

ابرها

قوهای مست

شوق یک دریا تماشا بر نگاهم داده بود.

آه ! ای آرامش جاوید کی آیی به دست ؟

آسمان

یک لحظه حالی دلبخواهم داده بود

 


                                             انتخابات       انتخابات        انتخابات 

           باز هم شروع شد.

                 همه چیز از شوراهای قبلی شروع شد . ولی تمام شدنش قطعآ با  این شورا نیست .

ا                      میدوارم از این شورا چیز های بهتری در بیاد.

                               می گن خلایق هر چه لایق . شاید لیاقتمون بیشتر از این نبوده .


لینک به نوشته  |